ميرزا حسن حسينى فسايى

774

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

چند روز بعد از عيد نوروز مستر مك‌نيل « 1 » وزيرمختار دولت بهيه انگليس از طهران وارد اردوى اعلى گرديد و با خود انديشيد كه اگر شهر هرات ضميمه ممالك محروسه ايران گردد ، بىتأمل اهالى كابل و قندهار ، فرمان‌پذير پادشاه ايران گردند و حدود ممالك ايران به اراضى هندوستان پيوسته شود و مردم هندوستان پناهنده به دولت ايران گردند و كارگزاران انگليس را وقعى ننهاده ، اخراج كنند و به اين خيال اراده نمود كه پادشاه ايران را بىنيل مقصود از خارج شهر هرات برگرداند ، پس خدمت امناى دولت معروض داشت كه اجازه دهيد تا من به درون هرات رفته ، كامران ميرزا را مطمئن ساخته ، به حضرت آورم ، پس اذن خواسته به شهر هرات رفته ، كامران - ميرزا را در محافظت هرات جسور داشته او را از جانب دولت انگليس به مدد مال و آلات حرب و رجال اطمينان داده كه مردانه در حراست خود باشيد و از شهر هرات درآمده ، خدمت امناى دولت معروض داشت كه چندانكه سخن از بيم و اميد گفتم مفيد نيفتاد و كامران ميرزا از آن حصار بيرون نخواهد آمد « 2 » و از اين سخن مستر مك‌نيل انگليس [ ى ] ، آتش خشم شاهنشاهى زبانه كشيد و بفرمود تا كار محاصره را سخت نمودند و توپهاى بزرگ را بر فراز پشته‌ها برده ، برج و باروى هرات را هدف گلوله ساختند . و در اوايل ماه صفر سال 1254 بلاى قحط و غلا در شهر هرات برملا گرديد و يارمحمد خان معادل دوازده‌هزار نفر از اهالى حومه و جوانب هرات كه در شهر توقف داشتند از هرات اخراج نمود ، چون شهريار عدالت‌شعار بدانست ، تمامت آنها را اطعام فرمود و زر و سيم عنايت نمود و آنها را انفاذ خراسان داشت و كامران ميرزا والى هرات با يارمحمد خان وزير مشورت نمود ، پس عريضه‌اى نگاشت و به درگاه جهان‌پناه فرستاد و در عنوان عريضه نوشت : اى باغبان چو باغ ز مرغان تهى كنى * كارى به بلبلان كهن‌آشيان مدار و خواستدار گرديد كه كسى از ملازمان حضرت به شهر رفته ، او را امان داده ، حاضر حضور مبارك گردد و برحسب حكم اولياى دولت حاجى ملا عبد المحمد محلاتى مأمور شده ، وارد هرات گرديد و كامران ميرزا را مطمئن ساخته كه روز ديگر به اتفاق حاجى ملا عبد المحمد شرفياب حضور معدلت دستور گردد و چون مستر مك‌نيل وزير مختار بهيه انگليس مطلع گرديد كسى را نزد كامران ميرزا فرستاد و پيغام داد كه هرگز از شهر بيرون ميا كه من كار را به خاطرخواه تو كنم . پس به امناى دولت معروض داشت كه فتح افغانستان براى شما باعث شوريدگى هندوستان است و به ملاحظه اتحاد دولتين ايران و انگليس ، بهتر آن است كه دست از محاصره برداشته ، شهر هرات را به كامران ميرزا گذاريد و راه طهران سپاريد و شاهنشاه غازى از اين سخن برآشفت و بفرمود كه مستر مك‌نيل سفيرى بىتجربه است و صلاح دين و دولت را ندانسته است و اعتنائى به سخن او نيست و كامران ميرزا ، از سفارشات مستر مك‌نيل مغرور گشته ، حاجى -

--> ( 1 ) . Sir John Mac Neil ( 1883 - 1795 ) او ابتدا در كمپانى هند شرقى خدمت مىكرد ( از 1816 ) و سپس در فاصله سالهاى 36 - 1824 ، به ايران آمد و ابتدا در مشاغل پزشكى و سپس سياسى خدمت مىكرد و در هيئت تحت سرپرستى Sir Ellis به تهران رفت و پادشاهى محمد شاه را تبريك گفت و بار ديگر در سال 1836 به ايران آمد و در سال 1838 كه مصادف با هنگام محاصره هرات است به اردوى ايران آمد كه وقايع آن را فوقا مىخوانيد . ( ترجمه انگليسى ، ص 256 ح 86 ) و ر ك : ناسخ التواريخ ، ج 2 ، ص 296 . ( 2 ) . ر ك : ناسخ التواريخ ، ج 2 ، ص 306 و 310 .